دانلود مداحی عجب عطر سیبی وزیده که هر سو نشان حسین است..

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «به حسن خلق وفا» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : دانلود مداحی حواست هست به موهای سفید سرم با نَفَس حاج حمید علیمی و امام حسنی ام... و ما را به سخت جانیِ خود ، این گمان نبود.. و رنجور عـــشق بِه نشود جز به بویِ یار.... و به حُسن و خُلق و وفا ، کَس به یار ما نرسد...

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت دانلود مداحی عجب عطر سیبی وزیده که هر سو نشان حسین است.. دسترسی پیدا کنید

دانلود مداحی حواست هست به موهای سفید سرم با نَفَس حاج حمید علیمی

دریافتحجم: 12.9 مگابایت...

ادامه مطلب

امام حسنی ام...

تابوت تیر خورده و یک قبر بی حرم این هم جزای آنهمه آقایی و کَرَم... پ.ن١: میلادت مبارک مظلومترین غریبِ مدینه... پ.ن٢: از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند/سخت دلبسته ی این ایل و تبارم چه کنم؟؟ پ.ن٣: اخر از باب الجوادت کربلایی می شوم.....

ادامه مطلب

ما را به سخت جانیِ خود ، این گمان نبود..

ساعت به وقت اینجا ۱۲.۱۹ بامداد است و به وقت دل من یک ربع مانده به هق هق... این دلتنگی وصله ی تنم شده... باز شب و بغض و سکوت و اشک های بی صدا مردم همه از خواب و من از فکر تو مست... سینه مالامال از درد است و زبان الکن از بیانش.. امام رئوف.. دلخسته ام راهی ام کن دلم صحن گوهر شاد میخاهد یا نه اصلن بروم همان مکان همیشگی ام صحن قدس شبستان سمت چپ بروم بر روی سنگفرش ِ سرد ِ بدون ِ فرشِ شبستان بنشینم بعدش زل بزنم به روبه رویم همانجا که اصلن خبری از گنبد نیست اصلن من گیجم خودم می دانم ولی نمی دانم سر این شبستان چیست که اینطور آرامم می کند دلم بهشت ثامن میخاهد از سمت صحن آزادی وارد بهشت ثامن بشوم و همان دم اهل قبور بخوانم بعدش راهم را کج کنم سمت رامین عقدایی،محمدکاخکی .سیدعلی آل شهیدی_محسن کارگر همان دوستان و رفیقان شفیق دوران دانشجویی بعدترش از پله ها پایین بروم و عرض ادبی به ایت الله دهشت و حاج رضا...

ادامه مطلب

رنجور عـــشق بِه نشود جز به بویِ یار....

روزهای اول که حرفت به میان می آمد ، وقتی نامت را در جمعی می شنیدم انگار ته دلم هری میریخت پایین.... همان روزهای اول که احساس کردم عاشق شده ام... اصلن نمی دانم چرا وقتی از تو صحبت میشد قلبم به تپش می افتاد همه چیز از همان روزی شروع شد که احساس کردم دلم برایت تنگ می شود احساس کردم وقت و بی وقت اشکهایم سرزده سرازیر می شدند همان وقتهایی که برای بی مادری ات گریه می کردم همان وقت هایی که در خلوت خودم حسینه به پامی کردم و روبروی گنبد خانه ی امام رئوفم برایت گریه می کردم و زیر لب زمزمه می کردم: مسلمانان حسین مادر ندارد..غریب است و کسی در بر ندارد... امام رئوفم را پیک ک...

ادامه مطلب

به حُسن و خُلق و وفا ، کَس به یار ما نرسد...

اصلن من متعصب و گریه کن. من غمدیده و خشک مقدس.. من اشکِ لب مشک... این که همیشه ی همیشه شب میلادت گریه میکنم دست خودم نیست به چادر خاکی مادرت قسم دست خودم نیست تو نیاز به روضه خواندن نداری...نامت به تنهایی روضه ای مصور است... مگر میشود ببینی و بشنوی که جلوی چشمان فرزندی؛مادری را کتک بزنند و مادر از شدت ضربه گوشواره اش به زمین بیفتد و کودک دست مادرش را بگیرد به سمت خانه ببرد....اصلن من خشک مقدس اخر غریبی هم حدی دارد.. تو کریمی و کسی یادت نیست... شب میلادت همه با شنیدن نامت به فکر حوائج ریز و درشت و جیره مواجبمان هستیم تو جایی در بینمان نداری...تو همان حسن مظلوم بودی ...

ادامه مطلب