دانلود مداحی عجب عطر سیبی وزیده که هر سو نشان حسین است..

متن مرتبط با «دانلود نوحه دنیا برای اهلش ما و غم تو مولا» در سایت دانلود مداحی عجب عطر سیبی وزیده که هر سو نشان حسین است.. نوشته شده است

دانلود مداحی حیدر حیدر با نَفَس حاج محمود کریمی

  • نیلوبلاگ

    "بســــم رب الــــحســـین"این روزها غم تو مرا میکشد حسین !شب های ماتم تو مرا میکشد حسین !تا آن دمی که منتقم تو نیامده ست !سرخی پرچم تو مرا میکشد حسین !از لحظهی ورودیه تا آخرین وداع !هر شب ، محرّم تو مرا میکشد حسین !هنگام پر کشیدن یاران یکی یکی !اشک دمادم تو مرا میکشد حسین !داغ علی اصغر...

    ادامه مطلب
  • بوی پیراهن خونین کسی می آید...

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 "قاسم"ها xa0 زود پرپر می شوند xa0 چه سیزده ساله باشند xa0 چه شصت و سه ساله... xa0 xa0 xa0 پ.ن ۱ : بکشید ما را...xa0ملت ما بیدارتر می شود... xa0 پ.ن۲: عمود خیمه را بکشیدxa0 بگویید کسی بیاید روضه ی عباس بخواند... xa0 پ.ن۳ : بی پناه شدیم چه کسی می فهمد اشک های یتیمی مارا......

    ادامه مطلب
  • دانلود مداحی حواست هست به موهای سفید سرم با نَفَس حاج حمید علیمی

  • نیلوبلاگ

    دریافتحجم: 12.9 مگابایت...

    ادامه مطلب
  • دانلود مداحی ای عشق اول و اخر من با نفس کربلایی محمدحسین پویانفر

  • نیلوبلاگ

    دریافتحجم: 8.74 مگابایت...

    ادامه مطلب
  • تو غریبی و کسی یادت نیست...

  • نیلوبلاگ

    xa0 می روی مشهد ،خیابان ها شلوغ xa0 می روی در قم ، شبستان ها شلوغ xa0 اربعین حتی بیابان ها شلوغ xa0 هیچکس مثل تو بی زوار نیست... xa0 جانم حسن(ع)...

    ادامه مطلب
  • که مرا سوز فراق است و تو گویی که تب است...

  • نیلوبلاگ

    بوی خاک بلند می شود باران است که محکم به شیشه ی ماشین می کوبد هوای اینجا همیشه بغض دارد انگار هر روز منتظر مسافری ست که بیاد که مدام شهر را اب و جارو می کندxa0 ترافیک شدید میشود سینی شیرینی و شربت است ک...

    ادامه مطلب
  • بانوی آیینه ها

  • نیلوبلاگ

    همسایه سایه ات به سرم مستدام باد لطفت همیشه زخم مرا التیام داد وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی هر شب دلم قدم به قدم میکشد مرا بی اختیار سمت حرم میکشد مرا با شور شهر ...

    ادامه مطلب
  • امام حسنی ام...

  • نیلوبلاگ

    تابوت تیر خورده و یک قبر بی حرم این هم جزای آنهمه آقایی و کَرَم... پ.ن١: میلادت مبارک مظلومترین غریبِ مدینه... پ.ن٢: از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند/سخت دلبسته ی این ایل و تبارم چه کنم؟؟ پ.ن٣: اخر از باب الجوادت کربلایی می شوم.....

    ادامه مطلب
  • اینجا برای عشق شروعی مجدد است...

  • نیلوبلاگ

    بسمالله دیگر همه فهمیدیم که وقتی میروند مشهد صدایشان پشت تلفن عوض میشود، انگار کن دهسال جوانتر. هوای مشهد هیچوقت بد نیست، حتی سرد یا گرم هم نیست. همان طوریست که مادر دوست دارد باشد. هرفصل...

    ادامه مطلب
  • مجال من همین باشد،که پنهان عشقِ او ورزم...

  • نیلوبلاگ

    بیا این اللهم انی وقفت ها را کنار بگذاریم بیا این التقی و النقی گفتن ها را کنار بگذاریم بیا این یا سیدنا و مولاناها را فراموش کنیم بگذار جایش بساط عاشقی پهن کنیم بگذار فریاد بزنم و بگویم که چقدر عاشقت...

    ادامه مطلب
  • اشعار گودال

  • نیلوبلاگ

    تشنه بود و به خاکها خونش از رخ و گونه و جبین میریخت یکنفر خنده کرد به تشنگی اش پیش او آب بر زمین میریخت ** نیمه جان بود و پشتِ مرکبِ خودxa0 بوسه ای سنگ، بر جبینش زد xa0نوبت تیر ِحرمله شده بود xa0آه، از پشت ...

    ادامه مطلب
  • که مگو حالِ دلِ سوخته با خامی چند...

  • نیلوبلاگ

    دانه های انار پخش می شود توی سینی... حاج میثم می خواندxa0 هی می خواند هی از جاده نجف تا کربلا می گویدxa0 هی از موکب می گویدxa0 بعدش من حتی سرم را بلند نمی کنم تا پخش زنده پیاده روی ها را ببینم میخواهم تند ...

    ادامه مطلب
  • می گویم از کنار زیارت نرفته ها...

  • نیلوبلاگ

    می گویم, از کنار, زیارت, نرفته, ها بالا گرفته کار زیارت, نرفته, ها اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا این است روزگار زیارت, نرفته, ها امسال اربعین همه رفتند و مانده بود هیات در انحصار زیارت, نرفته, ها انگار...

    ادامه مطلب
  • بیچاره ما که پیشِ تو از خاک کمتریم...

  • نیلوبلاگ

    برداشت اول نفسش به شماره افتاد عرق سرد بر پیشانی اش نشسته چشمانش را آرام روی هم می گذارد یادش امد روزی را که زیر کسا نشسته بودند هر پنج نفرشان باهم... حاضرین دورتا دورش حلقه زده اند به سختی لبانش ر...

    ادامه مطلب
  • هواخواه تواَم جانا و می دانم که می دانی...

  • نیلوبلاگ

    همان روزی که قنداقه ات را داده بودند دست رسول الله مهرت به دل ما افتاد که قالوا بلی گفتنمان در عالم ذر همان حب تو بود که ریشه کرد در وجودمان... که همان سحری که نگاهم به قبه افتاد شدیم دلداده و تو شدی دلدار مگر میشود تو باشی و کسی عاشق نشود!!! مگر میشود نامت بیاید و ته دل کسی هرّی نریزد پایین!!! مگر میشود درخنکای اول صبح بروی خیمه گاه و دل نبازی؟؟؟ مگر میشود ...

    ادامه مطلب
  • تو می روی دامن کشان من زهرِ تنهایی چشان....

  • نیلوبلاگ

    اینکه باران ببارد و دلم من زانوی غم بغل کند که اتفاق عجیبی نیست اینکه حوالی اذان صبح در تاریکی اسمان و بارش باران ناخوداگاه بیدار شوم و دلم بگیرد کمی عجیب است به رسم معمول بعد نماز صبح می نشینم کناب ادعیه ام را باز می کنم و روزم را با سلام بر اباعبدلله اغاز میکنم به فرازهای اخر که میرسم به رسم ادب برمیخیزم و چشمانم را می بندم و می روم روبروی قتله گاه xa0می ایس...

    ادامه مطلب
  • کاین همه زخم نهان است وu200cمجالِ آه نیست...

  • نیلوبلاگ

    زود دل بسته بودم زودتر از انچه که تصورش را می کردم روزهای اول که به دیدنت می آمدم گنگ بودم و گیج من کجا و دیدنِ تو کجا؟؟؟ می دانی انگار خواب بودمxa0 هوای با تو بودن بدجور مرا از خود بی خود کرده بود بعدترش این وابستگی بیشتر هم شد باید هر روز می دیدمت حالا مستاصل و درمانده شده بودم که چطور ببینمت که خسته شده بودم از امار گرفتن ها و سوال پیچ کردن های وقت و بی وقت دوستان و هم اتاقی های سمج قلبم بی قرار می شد چه کسی می فهمید این اضطراب درونم را!!!xa0 اینکه باید هر روز به دیدنت می آمدم و به رسم معمول ...

    ادامه مطلب
  • بوی جوی مولیان آید همی...

  • نیلوبلاگ

    اینکه الان در صحن گوهرشاد شبستان دوم سمت چپ نشسته ام و دارم برای تو می نویسم خیلی خنده دار است مگر جز این است که هستیxa0 که خودم همین چند لحظه ی پیش ورودی باب الجواد خواندم که یسمعون کلامی که یرودّون سلامی که میشنوی که جواب سلام من مرا میدهی که حرف مگوی دل همین پیرزن ویلچری را میشنوی که حواست به دل ان دخترک xa0سه ساله که دلش عروسک صورتی با موهای دم اسبی میخواهد هست یا مثلا همین خانم جوانی که دورتر از من xa0نشسته و لحظه ای باران اشک هایش بند نمی اید و فقط زنجیری از کلمات نامفهومش به گوشم میرسد حو...

    ادامه مطلب
  • پرده ی اول...

  • نیلوبلاگ

    کشان کشان بر بالای دارالعماره می بَرَدش از بالای دارالعماره به مردمی که نماز صبح را پشت سرش به جماعت خواندند نگاه می کند مسلم به گریه می افتاد مرد که گریه نمی کند مسلم هق هق امانش را بریده فریاد می زند به حسین بن علی بگویید نیاید بگویید کوفیان نامه م...

    ادامه مطلب
  • پرده ی دوم...

  • نیلوبلاگ

    از اسب به زمین می آید - این مکان را چه می گویند؟ طف٫نینوا٫غاضریه٫کربلا - و اعوذبک من الکرب و البلا خیمه ها برپا می شوند چشمهایش را می بنددxa0 بوی خون می اید بوی خنجر و حنجر بوی تیر سه شعبه بوی بوریا مادری دست به پهلو می بیند چشمانش را باز می کند مسلمانان حسین مادر ندارد غریب است و کسی در بر ندارد......

    ادامه مطلب