
دریافتحجم: 12.9 مگابایت...
ادامه مطلب
تابوت تیر خورده و یک قبر بی حرم این هم جزای آنهمه آقایی و کَرَم... پ.ن١: میلادت مبارک مظلومترین غریبِ مدینه... پ.ن٢: از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند/سخت دلبسته ی این ایل و تبارم چه کنم؟؟ پ.ن٣: اخر از باب الجوادت کربلایی می شوم.....
ادامه مطلب
ساعت به وقت اینجا ۱۲.۱۹ بامداد است و به وقت دل من یک ربع مانده به هق هق... این دلتنگی وصله ی تنم شده... باز شب و بغض و سکوت و اشک های بی صدا مردم همه از خواب و من از فکر تو مست... سینه مالامال از درد است و زبان الکن از بیانش.. امام رئوف.. دلخسته ام راهی امکن دلم صحن گوهر شاد میخاهد یا نه اصلن بروم همان مکان همیشگی ام صحن قدس شبستان سمت چپ بروم بر روی سنگفرشxa0ِ سردxa0ِ بدونxa0ِ فرشِ شبستان بنشینم بعدش زل بزنم به روبه رویم همانجا که اصلن خبری از گنبد نیست اصلن من گیجم خودم می دانم ولی نمی دانم سر...
ادامه مطلب
روزهای اول که حرفت به میان می آمد ، وقتی نامت را در جمعی می شنیدم انگار ته دلم هری میریخت پایین.... همان روزهای اول که احساس کردم xa0عاشق شده ام... اصلن نمی دانم چرا وقتی از تو صحبت میشد قلبم به تپش می افتاد همه چیز از همان روزی شروع شد که احساس کردم دلم برایت تنگ می شود احساس کردم وقت و بی وقت اشکهایم سرزده سرازیر می شدند همان وقتهایی که برای بی مادری ات گریه می کردم همان وقت هایی که در خلوت خودم حسینه به پامی کردم و روبروی گنبد خانه ی امام رئوفم برایت گریه می کردم و زیر لب زمزمه می کردم: مسلما...
ادامه مطلب
اصلن من متعصب و گریه کن. من غمدیده و خشک مقدس.. من اشکِ لب مشک... این که همیشه ی همیشه شب میلادت گریه میکنم دست خودم نیست به چادر خاکی مادرت قسم دست خودم نیست تو نیاز به روضه خواندن نداری...نامت به تنهایی روضه ای مصور است... مگر میشود ببینی و بشنوی که جلوی چشمان فرزندی؛مادری را کتک بزنند و مادر از شدت ضربه گوشواره اش به زمین بیفتد و کودک دست مادرش را بگیرد به سمت خانه ببرد....اصلن من خشک مقدس اخر غریبی هم حدی دارد.. تو کریمی و کسی یادت نیست... شب میلادت همه با شنیدن نامت به فکر حوائج ریز و درشت ...
ادامه مطلب